محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

556

تحفه خانى ( فارسى )

و كنكرزد كه مراد صمغ حرشف است و مراد بحرشف تراب القىء است از هر يك ازين ادويه سه مثقال و نيم مجموع ادويه نيم‌كوفته در قدرى آب كه كافى باشد طبخ كرده به نيم آورده از كرپاس گذرانيده صافى ساخته و اندك نمك درو انداخته و هفت مثقال عسلى درو خلط كرده اگر بر بالاى غذا واقع است بهتر است خورده لحظه صبر بايد كرد . اگر به خود اجابت كند بهتر و الّا پر مرغ در روغن كنجد چرب كرده به حلق بايد فرستاد قى بايد كرد و بعد از قى گرسنگى بهتر است و خوردن اطريفل صغير يك مثقال و هر روز بايد كه صاحب اين علت زياده بر يك بار غذا نخورد صاحب اين علت را حذر كردن از اغذيه غليظ ضروريست خصوصا كه مولد بلغم و سودا باشد و از فواكه رطبه مثل خربزه و شفتالو و هندوانه و غيرذلك آنچه تر و آبدار باشد البته حذر بايد كرد و از بقول و تره بادرنگ نيز اشد حذر واجب است و ازين سفوف كه مذكور مىگردد اختيار بايد كرد كه بسيار نافع است فلفل و زنجبيل و كندر از هر يك دو مثقال قردمانا و كرويا از هر يك دو نيم مثقال مجموع ادويه كوفته و پيخته مقدار خوردن ازين سفوف بر نهار يك مثقال است و زياده برين مجوز نيست زيرا كه حرارت بسيار دارد و مزاج را متنفر مىسازد مر با صبر و كندر و مرو اقاقيا و تخم برنجفه كه او را رطبه مىنامند ادويه برابر كوفته و به قدر آب عنب الثعلب خمير كرده بر پا طلا بايد كرد و راه بسيار چنان كه مذكور شد نبايد رفت و از دويدن حذر بايد كرد . [ 201 ] مقاله در بيان عرق النّسا كه عوام الناس آن را رگ قيفا مىنامند و مراد به اين مرض درد و المى است بر رگى كه از بيرون بكعب فرود آمده منتهى مىشود عارض مىگردد و اگر امتداد مىيابد البته بقرح مىانجامد و علامت او